سرپل ذهاب در میان سفرنامه

صباح قنبری

کارشناس  ارشد تاریخ اسلام

بعد از تاریخ نسبتاً روشن حلوان { سرپل ذهاب } در قرون نخستین اسلامی ، کم کم این یکی از هشت شهر باستانی جهان تا اواخر قاجار و حتی اوایل پهلوی به فراموشی سپرده شد . و البته از اقبال بلند شهر« آنوبانی نی » ، یکی مسافرانی اهل قلم بود که روزگاری از آن دیدن کردند و این به جهت قرار گرفتن آن در مسیر مستقیم یکی از راههای بزرگ تمدنی بود .

نوشتار حاصل خلاصه ای از بررسی از بررسی تحقیق تاریخ فراموش شده سرپل ذهاب حدود صد تا صدوپنجاه سال پیش در میان سفرنامه ها می باشد.

ساکنان شهر

 در سفر نامه ها از چهار طایفه بزرگ گوران ، کلهر ، سنجابی و زهابی به عنوان ساکنان سرپل ذهاب نامبرده شده است . برخی معتقدند که کلمه گوران در بدو لفظ « گبران » بوده اما در اسناد رسمی لفظ گوران ثبت شده است . این طایفه را به دو قسمت زهابی و کرندی تقسیم کرده اند .

راولسیون مؤلف کتاب ارزشمند « گذر از زهاب به خوزستان » در یک ادعا جالب مدعی می شود که که کلهرها نام خود را از کالح یا حلع یکی از نام های قدیمی سرپل گرفته اند . کلهرها نیز به هارون آبادی و گیلانی و منصوری و غیره تقسیم می شوند غیر از این چهار طایفه ، در برخی از فصول ، طایفه سوزمانی ( کولی ) ها نیز به سرپل می آمده اند . تعدادی خانواده کلیمی نیز ساکن شهر بودند . سنجابی ها شاخه ای از ایل کلهر هستند که به دستور شاه عباس صفوی و احتمالاً جهت مقابله مجبور به کوچ به سرپل ذهاب و اطراف آن شدند . آنها صاحب خانه های کپری و سیاه چادرهای زیادی بودند و پیوسته به خاک عثمانی قشلاق می کردند و اغلب مردم زهابجافرهای سورنی بودند . آنان موفق شدند حدود دویست و هفتاد سال پیش یعنی در زمان پادشاهی سلطان حسین صفوی شهر سرپل زهاب را در اطراف سرپل امروزی بنا نهادند. زهاب در جنگ ایران و عثمانی پیوسته از سمت مرز مورد چپاول قرار گرفت و با حملاتی که سایر طوایف مثل کلهرها به آن کردند سرنوشتی جز مشتی خرابه پیدا نکرد . در پاره ای از مراتع برخی از ایلات و عشایر کردستان ایران و عراق با اجازه خوانین محلی و حکومت ایران جهت قشلاق به جلگه زهاب می آمدند و همیشه می شد مسافرانی را که تقریباً همسان گورانها داشتند . سنجابی ها و زهابی ها چندان سهمی از قدرت نداشتند و اداره اراضی آنها اغلب به عهده خوانین گوران و گاهی کلهر بود. زهاب معمولاً از طرف حاکم کرمانشاه به مبلغی در حدود هشت هزار تومان در سال به رئیس طایفه گوران اجاره داده می شد.

زندگی و اقتصاد مردم

از آنجا که آب و هوا چندان مناسب نبود مردم ناگزیر از پیش گرفتن زندگی کوچ نشینی بودند اما دامداری برای گذران زندگی کافی نبود به همین خاطر زندگی کشاورزی در برخی از جاها مثل ریجاب و گلین باغداری نیز داشتند . کار اصلی دامداری به طور خاص پرورش گوسفند و گاو بود . البته پرورش اسب نیز داشتند که محدود بود. باغداران ریجاب هلو و انجیری به عمل می آوردند که بنا به قول راولسینون در تمام ایران مشهور بود . آنها آنها درختهای سنجد ، زردآلو ، انگور و انار نیز داشتند مردم زهاب نیز باغهای میوه داشتهند که احتمالاً محصول آن انگور و توت بوده است . اما محصول عمده کشاورزان برنج و ذرت بود به گفته ای که از ده هزار تومان درآمد مالیاتی خان زهاب چهار هزار تومان آن مربوط مربوط به برنج بوده است . آنها گندم ، جو وپنبه نیز می کاشتند . قسمتی از زمین های کشاورزی به کاشت محصولاتی مانند هندوانه اختصاص می یافت .

بازارهای سرپل و حتی شهر زهاب پر رونق بود. در سال 1320 هـ . ش حداقل شش بازار مستقل تجاری در سرپل بوده است . و در سال فوت محمدشاه قاجار یعنی 1264 هـ. وقتی رئیس ایل کلهر شهر زهاب و بازار آن را غارت کرد خسارت وارده هشتاد هزار تومان تخمین زده شد . این در حالی بود که اجاره یک سال زهاب هشت هزار و درآمد مالیاتیش ده هزار تومان بود.

عده ای از مردم نیز از طریق ارائه خدمات به مسافران روزگار خود را می گذراندند.

منابع  و مأخذ :

1-گذر از زهاب به خوزستان ، سرهز راولنیسون

2- سیاستنامه مسیوچریکف ، چریکف

3- سفرنامه ناصرالدین شاه به کربلا و نجف ، ناصرالدین شاه

4- ایران امروز ، ادبی اوژن

5- سفرنامه نصری بایندر ، بایندر

6- دبدنیها و شنیدنیهای ایران ، محمود دانشور