منابع فوق لیسانس تاریخ

منابع فوق لیسانس تاریخ ؛پیشنهاد ماه نو تاریخ

تاریخ ایران بستان :

1- ایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن

2- تاریخ عیلام ، والترهنی

3- تاریخ ماد ، اردشیر خدادیان

4- تاریخ هخامنشیان ، اردشیر خدادیان

5- تاریخ اشکانیان ، پرویز رجبی

6- تاریخ ساسانیان کریستن سن

7- خلاصه تاریخ ایران باستان ، پیرنیا

8- بررسی منابع ایران باستان ، مریم میر احمدی

 9- تاریخ ایران قبل از اسلام ، زرین کوب

ادامه نوشته

نگاهی به کنکور کارشناسی ارشد تاریخ

نگاهی به کنکور کارشناسی ارشد تاریخ

در کنکور ، رشته تاریخ چهار گرایش دارد که دانشجو باید سعی کند برای قبولیبه سئوالات هر چهار گرایش جواب دهد . در هر گرایش 30 سئوال می آید. از دروس عربی و انگلیسی هر کدام 30 سئوال طرح می شود نصف سئوالات انگلیسی و عربی عمومی است و بقیه اختصاصی یعنی متون تاریخی است بخش عمومی انگلیسی و  چند سئوال گرامری دارد و عربی ، چندین سئوال حرکت گذاری ، چند سئوال تجزیه و ترکیب و چند سئوال تجزیه و ترکیب و چند سئوال قواعدی دارد. بخش اختصاصی شامل 12 سئوال ترجمه از عربی به فارسی 3 سئوال تعریب می باشد

ادامه نوشته

رابطه علم و ایمان در اسلام و دیدگاه مسیحیت

رابطه علم و ایمان در اسلام و دیدگاه مسیحیت

بدیهی است که نه علم می تواند جانشین ایمان گردد که علاوه بر روشنایی و توانایی، عشق و امید ببخشد، سطح خواسته های ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدف ها و در پیمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد می دهد، مقاصد و آرمان ها و خواسته هایی از ما را که به حکم طبیعت و غریره بر محور فردیت و خودخواهی است از ما بگیرد و در عوض، مقاصد و آرمان هایی به ما بدهد بر محور عشق و علاقه های معنوی و روحانی، و علاوه بر اینکه ابزاری است در دست ما جوهر و ماهیت ما را دگرگون سازد، و نه ایمان می تواند جانشین علم گردد، طبیعت را به ما بشناساند، قوانین آن را بر ما مکشوف سازد و خود ما را به ما بشناساند. تجربه های تاریخی نشان داده است که جدائی علم و ایمان خسارتهای غیرقابل جبران به بارآورده است. ایمان را در پرتو علم باید شناخت. ایمان در روشنائی علم از خرافات دور می ماند، با دور افتادن علم از ایمان، ایمان به جمود و تعصب کور و با شدت به دور خود چرخیدن و راه به جائی نبردن تبدیل می شود. آنجا که علم و معرفت نیست، ایمان مؤمنان نادان وسیله ای می شود در دست منافقان زیرک که نمونه اش را در خوارج صدر اسلام و در دوره های بعد به اشکال مختلف دیده و می بینیم. علم بدون ایمان نیز تیغی است در کف زنگی مست، چراغی است در نیمه شب در دست دزد برای گزیده تر بردن کالا، این است که انسان عالم بی ایمان امروز، با انسان جاهل بی ایمان دیروز، از نظر طبیعت و ماهیت رفتارها و کردارها کوچکترین تفاوتی ندارد، چه تفاوتی هست میان چرچیل ها و جانسون ها و نیکسون ها و استالین های امروز با فرعون ها و چنگیز ها و آتیلا های دیروز؟

ادامه نوشته

تفسیر سوره حمد ( فی ضلال سید قطب )

في ظلال القرآن

 

جزء اول

 

سوره‌ي فاتحه

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (١)

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٢) الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (٣) مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (٤) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (٥) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (٦) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ (٧)

 به نام خداوند بخشنده‌ي مهربان (1) ستایش خداوندی را سزا است که پروردگار جـهانیان است (٢) بـخشنده و مـهربان است (‌٣) مالک روز جزا است (4) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌طلبیم (‌٥) ما را بـه راه راست راهـنمائی فرما (‌6) راه کسانی که بدانان نعمت داده‌ای‌، نه راه آنـان که بـر ایشان خشم گرفته‌ای و نـه راه گمراهان و سرگشتگان (‌٧)‌. (سوره فاتحه‌)

مسلمان این سوره‌ي کوتاه را که هفت آیه دارد، دست کم هـفده بار در شـبانه‌روز تکرار می‌کند. و چنانچه نمازهای سنت را بخواند آن را چندین برابر این تلاوت می‌نماید. و اگر هم بخواهد در پیشگاه پروردگار خود به عبادت ایستد و بجز نـمازهای واجب و سـنت‌، نـماز مستحب بجای آورد، آن را بی‏نهایت تکرار خواهدکرد. هیچ نمازی هم بدون این سوره جائز نیست‌، چون در کتاب صحیح مسلم و بخاری از رسول خدا صلي الله عليه واله و سلم روایت شده است‌که عُبادَه پسر صامت نقل‌کرده است‌:      
(لا صَلاةَ‌ لَمِنْ لَمْ یَقْرَا بِفاتِحَةِ الْکِتابِ‌)‌.

هر که فاتحه الکتاب را در نماز نخواند، او نمازی اقـامه نکرده است‌.

 

ادامه نوشته

پیر مغان

جستاری در معنای "پیر " در دیوان حافظ

کلمه پیر از اصل اوستائی Paro و Parya و به معنی پیشین است. در لغت فارسی، این کلمه به معنای سالخورده، کلان سال، مسن و معمّر و شیخ، در مقابل کلمه جوان و برناست. پیر را به معنای سپیدموی نیز دانسته اند.

اما پیر در اصطلاح صوفیان، به معنی پیشوا و رهبری است که سالک بی مدد آن به حق واصل نمی شود و الفاظ قطب و شیخ و مراد و ولی و غوث نزد صوفیه به همین معنی استعمال شده است.   

 پیر، سالک راه یافته و به مقصد رسیده ایست که مراحل سیر و سلوک عرفانی و تزکیه و تهذیب را گذرانده و آئینه دلش از همه زنگارهای ناخالصی زدوده شده و به مقامی رسیده است که باید سالکان در راه و نوسفر را در طریق معرفت حق رهبری و ارشاد کند و چون بی خبر از «راه و رسم منزلها»ی پرخطر سیر و سلوک نیست، باید که مرید، مطیع  دستورات او باشد و هر آنچه را که او می گوید آویزه گوش قرار دهد و آن را به جان بنیوشد و بدان عمل کند. زیرا که بدون چنین هدایتی، سالک و مرید ره به مأمنی نخواهد برد و همانگونه که حافظ می گوید بدون دلیل راه، نمی توان در کوی عشق گام نهاد:

ادامه نوشته